چوک خروجی TRAINWRECK 

در مطلب قبلی ترجمه تاریخچه یک تقویت کننده بوتیک امریکایی را به نام TRAINWRECK را ملاحظه کردید . یکی از قطعات مهم ان ترانسفورمر خروجی هست .A-3801 ساخت استانکور اولین ورژن مورد استفاده بوده .تصویر بالا از اینترنت هست .

اما ترانسفورمری که در تصویر پایینی دیده می شه متعلق به بنده هست .اگر قصد دارید یک کپی بسازید از TRAINWRECK تماس بگیرید و

Trainwreck Amps

مدارهای قطار غرق شده

Trainwreck Circuits یک تولیدکننده‌ی بوتیک آمریکایی آمپلی‌فایرهای گیتار دست‌ساز سفارشی است که به خاطر تُن صدای با کیفیت بالا، پاسخ دینامیکی و پیچیدگی هارمونیک خود مشهور است و در سال ۱۹۸۲ توسط متخصص الکترونیک، کن فیشر، در کلونیا، نیوجرسی تأسیس شد.[1] فیشر، طراح سابق Ampeg و متخصص تعمیر آمپلی‌فایر که دوستان موتورسوارش به او لقب "Trainwreck" داده بودند، این شرکت را تأسیس کرد تا هدهای آمپلی‌فایر تک کاناله بدون ویژگی‌های مدرن مانند ریورب، افکت لوپ یا ولوم‌های مستر تولید کند و با تأکید بر مدارهای خالص و بداهه‌نوازی، از قطعات درجه یکی مانند شاسی آلومینیومی، سیم‌کشی با هسته جامد، خازن‌های میکای نقره‌ای و ترانسفورماتورهای سفارشی استفاده کند.[1] طرح‌های او با الهام از مدارهای کلاسیک بریتانیایی و آمریکایی، آمپلی‌فایرهایی خلق کرد که تُن‌های حجیم و دلنشینی را با صداهای تمیز استثنایی و قابلیت‌های قدرتمند overdrive ارائه می‌دادند و به سرعت در بین نوازندگان حرفه‌ای، از جمله چندین نفر از اعضای تالار مشاهیر راک اند رول که آنها را به عنوان ابزارهای ضروری برای نوازندگی خود ترجیح می‌دادند، جایگاه افسانه‌ای پیدا کردند.[2]مدل‌های اولیه‌ی فیشر که در تعداد محدود در کارگاه زیرزمین او تولید می‌شدند، شامل لیورپول (یک آمپلی‌فایر کلاس A با توان ۳۰ وات و سه لامپ پیش‌تقویت ECC83 و چهار لامپ پاور EL84، الهام گرفته از طرح‌های بریتانیایی)، اکسپرس (یک مدل با گین بالا از ۲۲ تا ۳۶ وات با لامپ‌های پاور قابل تعویض EL34 یا ۶V6، که از مارشال پلکسیس اصلاح‌شده برای دریافت تُن‌هایی مانند ادی ون هالن تکامل یافته بود) و راکت (یک نمونه با گین پایین‌تر از مدار Vox AC30 با پیکربندی لامپ‌های مشابه و کنترل‌های چهار دکمه‌ای ساده‌شده) بودند.[1] مشکلات سلامتی، از جمله سندرم خستگی مزمن پس از آنفولانزای شدید در سال ۱۹۸۸، علیرغم لیست‌های انتظار طولانی و تقاضای بین‌المللی، تولید را محدود کرد و منجر به تولید آمپلی‌فایر‌هایی شد که به جای شماره سریال، نام مستعار منحصر به فردی داشتند و اغلب برای هر مشتری سفارشی‌سازی می‌شدند.[1] آمپلی‌فایرهای اصلی Trainwreck از دهه‌های 1980 و 1990 اکنون بسیار مورد توجه هستند و به دلیل کمیابی و کیفیت تُن صدای عالی، قیمتی حدود 60،000 دلار در بازار ثانویه دارند.[2]پس از مرگ فیشر در ۲۳ دسامبر ۲۰۰۶، میراث Trainwreck توسط سازنده آمپلی‌فایر JM حفظ شد، کسی که پیش از این به فیشر کمک کرده و تأیید خانواده او را به همراه دسترسی به یادداشت‌های ساخت اصلی و داده‌های فنی او به دست آورده بود.[2] JM که در یک کارگاه کوچک در پوینت پلزنت، نیوجرسی فعالیت می‌کند، با دنی، سازنده کابینت و متخصص الکترونیک، همکاری می‌کند تا مدل‌های جدید JMD را تولید کند که طرح‌های فیشر را با طرح‌بندی‌های نوآورانه و اصلاحات خاص مشتری گسترش می‌دهند و کیفیت ساخت دست‌ساز را با استفاده از قطعات مدرن موجود حفظ می‌کنند و در عین حال قصد دارند عملکردی آماده برای اجرا ارائه دهند که از آمپلی‌فایرهای مدلینگ پیشی می‌گیرد.[2] این مدل‌های امروزی Trainwrecks همچنان با زمان انتظار چند ماهه، سفارش‌ها را به خود جذب می‌کنند و اعتبار این برند را برای آمپلی‌فایرهایی که موسیقی متن مادام‌العمر با صدای برتر ارائه می‌دهند، حفظ می‌کنند.[2]

تاریخچه

بنیانگذاری توسط کن فیشر

کن فیشر در ۱۲ مه ۱۹۴۵ در بایون، نیوجرسی متولد شد، جایی که از همان ابتدا شیفتگی‌اش به الکترونیک و تقویت‌کننده‌های گیتار شکل گرفت. او در دوران کودکی و نوجوانی، در کارگاه همسایه‌اش با مدارهای لامپی سر و کار داشت، گیتار الکتریک را برداشت و خود را غرق در موسیقی راک اند رول کرد، و در عین حال علاقه‌اش به موتورسیکلت‌ها به حدی بود که در میان دوستان موتورسوارش لقب "غرق در قطار" را برایش به ارمغان آورد. فیشر پس از تحصیل در رشته الکترونیک در دبیرستان فنی و حرفه‌ای و اخذ مدرک دیپلم مهندسی برق از RCA، در اواسط دهه ۱۹۶۰ به عنوان تکنسین هوانوردی و ضد زیردریایی در نیروی دریایی ایالات متحده خدمت کرد. او که عمدتاً به عنوان سازنده آمپلی‌فایر خودآموخته بود، تأثیر زیادی از طرح‌های قدیمی فندر و سایر آمپلی‌فایرهای لامپی کلاسیک آمریکایی گرفت و رویکردی شهودی و بداهه‌پردازانه به مدارها را در پیش گرفت که آزمایش‌های صوتی را بر طرح‌های سفت و سخت اولویت می‌داد.[3][1][2]سفر حرفه‌ای فیشر در زمینه تقویت صدا از اواسط دهه ۱۹۶۰ در شرکت Ampeg در لیندن، نیوجرسی آغاز شد، جایی که او به عنوان مونتاژکار شروع به کار کرد و به سرعت به تکنسین ارتقا یافت و به تعمیر آمپلی‌فایر برای هنرمندان برجسته پرداخت و بر پیچیدگی‌های سیستم‌های مبتنی بر لامپ تسلط یافت. او که از فروش شرکت به صاحبان غیرموزیسین در اواخر دهه ۱۹۶۰ ناامید شده بود، در بحبوحه رکود ناشی از تعرفه‌های ایالات متحده بر واردات، آنجا را ترک کرد تا به تعمیرات موتورسیکلت بپردازد. تا سال ۱۹۸۱، با افول این تجارت، فیشر دوباره به سمت آمپلی‌فایر گیتار روی آورد و Trainwreck Circuits را به عنوان یک سرویس تعمیر و اصلاح از کارگاه زیرزمین خود در کلونیا، نیوجرسی تأسیس کرد. او با تبلیغات محلی بدون هزینه ثابت و برآوردهای رایگان، به سرعت به خاطر تعمیرات سریع و با کیفیت بالا شهرت پیدا کرد که مشتریان را از بوستون تا کارولینای شمالی جذب می‌کرد و اغلب کار را در حالی که مشتریان منتظر بودند، تکمیل می‌کرد. در سال ۱۹۸۲، او رسماً این تجارت را ثبت کرد و به سمت ساخت‌های سفارشی روی آورد و در عین حال تمرکز خود را بر ساخت آمپلی‌فایر با سیم‌کشی دستی و نقطه به نقطه برای خدمت به بازار نوظهور آمپلی‌فایر بوتیک حفظ کرد.[3][1]اولین آمپلی‌فایرهای اصلی Trainwreck در اواخر سال ۱۹۸۲ پدیدار شدند، زمانی که فیشر نمونه اولیه یک طرح لامپی با بهره بالا را روی شاسی Fender Super Reverb برای نوازنده‌ای به نام کاسپار مک‌کلود ساخت، که به دنبال جایگزینی مبتنی بر EL84 برای آمپلی‌فایرهای Mesa Boogie و Vox خود بود. اشتیاق مک‌کلود منجر به تکمیل اولین نمونه کامل Trainwreck در ژانویه ۱۹۸۳ شد - یک هد ساده و تک کاناله بدون ریورب یا ولوم مستر، با تأکید بر کلین‌های درخشان و اوردرایو پویا - که زمینه را برای مدل‌های آینده مانند لیورپول فراهم کرد. فیشر از کارگاه خود در کولونیا، فروش این هد آمپلی‌فایرهای تک کاناله سفارشی را در اوایل دهه ۱۹۸۰ آغاز کرد و آنها را به عنوان پروژه‌های جانبی در میان تعمیرات و محدود کردن خروجی برای حفظ شخصی‌سازی تولید می‌کرد، و هر واحد به جای شماره سریال، یک لقب دریافت می‌کرد. این دوره، خاستگاه بوتیک این برند را مشخص می‌کند و به نوازندگانی که به دنبال تُن صدای سفارشی و با کیفیت بالا بودند، خدمات ارائه می‌داد.[3][1]در هسته دیدگاه بنیانگذاری فیشر، فلسفه‌ای برای آمپلی‌فایرهایی وجود داشت که «سریع و پویا» باشند و نت‌هایی غنی با «لایه‌های متعدد پیچیدگی هارمونیک» برای «لحنی حجیم، خوش‌صدا و غنایی» ارائه دهند، همانطور که او در مصاحبه‌ها توصیف کرد - مدارهای پایدار و قابل پیش‌بینی را با طرح‌های عمداً ناپایدار که برای افزایش پاسخگویی و عمق، به نوسان نزدیک می‌شدند، در تضاد قرار می‌داد. او قصد داشت آمپلی‌فایرهایی با «صدای تمیز فوق‌العاده، در عین حال تکان‌دهنده وقتی عمیق می‌شوم» بسازد، و شهود شنیداری، انتخاب دقیق قطعات و طرح‌بندی‌های سه‌بعدی را بر مهندسی مرسوم اولویت می‌داد. این رویکرد، که از ریشه‌های خودآموخته او و تجربه Ampeg سرچشمه گرفته بود، اخلاق اولیه Trainwreck را تعریف کرد و به تدریج تا اواسط دهه 1980 به تولید ساختاریافته‌تری تکامل یافت.[2][1][3]

دوران تولید و نوآوری‌ها

دوران تولید Trainwreck Circuits، که از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا مرگ کن فیشر در سال ۲۰۰۶ را شامل می‌شود، با عملیات دست‌ساز در مقیاس کوچک در زیرزمین کارگاه فیشر در کولونیا، نیوجرسی مشخص می‌شد. فیشر شخصاً هر آمپلی‌فایر را مونتاژ می‌کرد و بر ساخت سفارشی به جای تولید انبوه تأکید داشت، که خروجی سالانه را در دوره‌های اوج دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ به حدود ۱۰ تا ۲۰ واحد محدود می‌کرد. این آمپلی‌فایر‌ها شامل اجزای قدیمی مانند لامپ‌های ۶L6 یا EL84 و ترانسفورماتورهای سیم‌کشی سفارشی طراحی شده طبق مشخصات فیشر بودند تا به خلوص تُنال و پاسخگویی دست یابند. سیم‌کشی نقطه به نقطه و طرح‌بندی‌های سه‌بعدی از تخته‌های مدار چاپی اجتناب می‌کردند و امکان تنظیمات شخصی‌سازی شده را فراهم می‌کردند که پیچیدگی هارمونیک را بهینه می‌کرد.[3][1]نوآوری‌های کلیدی در این دوره شامل توسعه مدارهای با بهره بالا با الهام از طرح‌های دامبل و فندر بود که دارای مراحل بهره آبشاری بودند که هارمونیک‌های لایه‌ای ایده‌آل برای تُن‌های بلوز و راک تولید می‌کردند. این مراحل به آمپلی‌فایر اجازه می‌داد تا از صداهای کلین و فندر مانند، از طریق لمس نوازنده و کنترل ولوم گیتار، بدون تکیه بر پدال‌های افکت یا ولوم‌های مستر، به اوردرایو غنی تبدیل شود. رویکرد فیشر، بی‌ثباتی را برای پاسخ دینامیکی در اولویت قرار می‌داد، زیرا او خاطرنشان کرد که "هرچه یک آمپلی‌فایر پایدارتر شود، پیچیدگی کمتری دارد"، که منجر به هدهای تک کاناله بدون حلقه‌های ریورب یا افکت شد. با این حال، تولید از سال ۱۹۸۸ به بعد به دلیل تشخیص سندرم اختلال ایمنی خستگی مزمن توسط فیشر که باعث عوارض شدیدی از جمله خونریزی دستگاه گوارش و سکته مغزی شد، با وقفه‌هایی روبرو شد، اگرچه او به ساخت و آزمایش‌های پراکنده تا دهه ۱۹۹۰ ادامه داد.[3][1]مدل کسب‌وکار کاملاً بر فروش مستقیم به نوازندگان از طریق معرفی شفاهی متکی بود و از بازاریابی رسمی یا سریال‌سازی اجتناب می‌شد - در عوض، به آمپلی‌فایر‌ها لقب‌های شخصی مانند "جینجر" یا "ماریسا" داده می‌شد. قیمت‌گذاری، منعکس‌کننده ماهیت سفارشی کار بود و از حدود ۱۵۰۰ دلار شروع می‌شد و تا دهه ۱۹۹۰ با افزایش هزینه‌های قطعات، به ۳۰۰۰ دلار برای هر آمپلی‌فایر می‌رسید. این رویکرد زیرزمینی، مشتریان ثابتی را ایجاد کرد، اما با افزایش تقاضا از ظرفیت فیشر، به ویژه پس از سال ۱۹۸۸، لیست‌های انتظار را تشدید کرد. تولید اولیه با مرگ فیشر در ۲۳ دسامبر ۲۰۰۶، در سن ۶۱ سالگی بر اثر عوارض مرتبط با بیماری، متوقف شد و کمتر از ۱۰۰ آمپلی‌فایر اصلی Trainwreck باقی ماند.[3][2]

تحولات پس از فیشر

پس از مرگ کن فیشر در ۲۳ دسامبر ۲۰۰۶، بر اثر عوارض مربوط به بیماری مزمن، ساخت دستی آمپلی‌فایرهای اصلی Trainwreck در کارگاه او در کولونیا، نیوجرسی به طور کامل متوقف شد، زیرا سلامتی او در سال‌های پایانی عمرش نیز تولید را محدود کرده بود.[1][4] خانواده فیشر و همکاران نزدیک او، از جمله همکار قدیمی‌اش، جان مارک، برای حفظ طرح‌ها، یادداشت‌های ساخت و مشخصات فنی او تلاش کردند و اطمینان حاصل کردند که مدار اصلی و اصول کار او دست نخورده باقی بماند. با تأیید خانواده و دسترسی به این مواد، مارک اندکی پس از آن تولید آمپلی‌فایرهای Trainwreck را از سر گرفت.[2]در دهه ۲۰۱۰، جان مارک، یکی از همکاران سابق فیشر که در دوران تولید اولیه به او در ساخت و تنظیم آمپلی‌فایرها کمک کرده بود، از طرف خانواده فیشر حق ادامه تولید مدل‌های منتخب را با تکیه بر تجربه مستقیم و دسترسی به طرح‌های حفظ‌شده دریافت کرد.[5][2] تولید فعلی تحت نام تجاری Trainwreck Circuits در پوینت پلزنت، نیوجرسی انجام می‌شود، و مارک با دنی مورو، سازنده آمپلی‌فایر، برای سیم‌کشی دستی واحدها در دسته‌های کوچک همکاری می‌کند، و اولویت را به وفاداری به مدارهای اصلی فیشر می‌دهد در حالی که با قطعات موجود امروزی سازگار می‌شود.[5][2]نسخه‌های مدرن، به‌روزرسانی‌های ظریفی را برای افزایش قابلیت اطمینان و تطبیق‌پذیری در خود جای داده‌اند، مانند مرحله‌بندی بهبودیافته‌ی بهره با بایاس کاتد سرد موازی روی لامپ‌های 12AX7 برای کاهش نویز و هارمونیک‌های گرم‌تر، کنترل منحصربه‌فرد Presence و فیلترهای تُن گسسته، ترانسفورماتورهای سفارشی از تولیدکنندگانی مانند Heyboer با مشخصات وینتیج، و سازگاری بهبودیافته‌ی لامپ با استفاده از گزینه‌های تولید فعلی مانند Tung-Sol، که به وابستگی طرح‌های اصلی به لامپ‌های کمیاب NOS می‌پردازند.[5] این تغییرات، ساختار سیم‌کشی دستی، نقطه به نقطه و پاسخ لمسیِ محوریِ فلسفه‌ی فیشر را بدون تغییر توپولوژی اساسی حفظ می‌کنند و شامل ویژگی‌هایی مانند ولوم اصلی اینورتر پس از فاز برای قابلیت پخش در ولوم پایین می‌شوند. تولید همچنان محدود به سفارش‌های سفارشی است که منجر به لیست انتظار چند ماهه می‌شود و یک وب‌سایت رسمی (trainwreck.com) در دهه‌ی 2010 برای رسیدگی به سوالات، فروش و مستندسازی تاریخچه‌ی برند راه‌اندازی شد.[2][5]هرگونه مشکل مالکیت قبلی ناشی از تلاش‌های قبلی برای صدور مجوز، مانند معامله‌ی بی‌فایده با Kendrick Amplifiers در دهه‌ی ۱۹۹۰، از طریق تأیید خانواده برای ادامه‌ی همکاری مارک حل شد و با تأیید ساخت‌های جدید در برابر مشخصات اصلی برای تمایز آنها از واحدهای قدیمی، بر اصالت تأکید شد.[1][2]

فلسفه طراحی

اصول فنی اصلی

آمپلی‌فایرهای Trainwreck Circuits فلسفه طراحی متمرکز بر سادگی و تُن مستقیم تیوب-رادیویی را مجسم می‌کنند و عمداً از امکانات مدرن مانند ریورب، افکت لوپ‌ها و ولوم‌های مستر اجتناب می‌کنند تا یک مسیر سیگنال خالص و بدون مدارهای اضافی را حفظ کنند.[1] این رویکرد، تعامل طبیعی بین گیتار و آمپلی‌فایر را در اولویت قرار می‌دهد و لایه‌های متعددی از پیچیدگی هارمونیک را پرورش می‌دهد که به صورت پویا به لمس نوازنده پاسخ می‌دهند و امکان گذار از تُن‌های تمیز به ساستین بیش از حد را تنها از طریق تنظیم دکمه ولوم و دینامیک پیکینگ فراهم می‌کند.[1][3] کن فیشر، بنیانگذار، تأکید کرد که عمق تُنال واقعی از بی‌ثباتی کنترل‌شده ناشی می‌شود و اظهار داشت: «وقتی شروع به دریافت هارمونیک‌های پیچیده می‌کنید، این همان چیزی است که برای پیچیده کردن صدای آمپلی‌فایر به آن نیاز دارید. هرچه یک آمپلی‌فایر پایدارتر شود، پیچیدگی آن کمتر می‌شود.» این امر او را به رد ویژگی‌هایی سوق داد که ممکن است صدا را به قیمت از دست دادن رسایی تثبیت یا همگن کنند.[1]از نظر طراحی لامپ و توان، آمپلی‌فایرهای Trainwreck معمولاً در پیکربندی‌های کلاس A/B عمل می‌کنند و از لامپ‌های توانی مانند EL34، 6L6 یا EL84 در تنظیمات پوش-پول برای ارائه خروجی‌های کم وات در محدوده 18 تا 50 وات استفاده می‌کنند که باعث شکست طبیعی و افزایش حساسیت لمسی بدون تکیه بر میرایی می‌شود.[1][3] مراحل پیش تقویت‌کننده اغلب از سه لامپ ECC83 (12AX7) برای تولید گین و هارمونیک استفاده می‌کنند، و ترانسفورماتورهای سفارشی مطابق با مشخصات فیشر پیچیده شده‌اند تا یکپارچگی میدان مغناطیسی و گرمای تُنال را تضمین کنند، در حالی که لامپ‌های منطبق برای عملکرد و شخصیت صوتی ثابت به صورت دستی انتخاب می‌شوند.[1] این تنظیم، امکان ایجاد یک بخش قدرتمند پاسخگو را فراهم می‌کند که صداهای فرعی لایه لایه تولید می‌کند، با فرکانس‌های میانی که خرد می‌شوند و فرکانس‌های بالایی که فریاد می‌زنند، و برای ژانرهایی مانند بلوز و راک که کنترل دینامیک در آنها بسیار مهم است، بهینه شده است.[1][3]مسیر سیگنال در این آمپلی‌فایرها برای حداقل تداخل طراحی شده است و از سیم‌کشی نقطه به نقطه روی شاسی آلومینیومی برای کاهش ظرفیت خازنی و حفظ انسجام فاز بین سیگنال‌های ورودی و خروجی استفاده می‌کند. این آمپلی‌فایرها از مدارهای Fender Tweed دهه 1950 الهام گرفته شده‌اند، اما با بهره‌گیری از سیستم گین استیجینگ سفارشی برای غنای هارمونیک بیشتر، بهبود یافته‌اند.[1] ساختار لحیم‌کاری‌شده‌ی دستی فیشر، به‌طور کامل از بردهای مدار چاپی اجتناب می‌کند و امکان چیدمان سه‌بعدی اجزا را فراهم می‌کند که جریان سیگنال و برهم‌کنش‌های مغناطیسی را بهینه می‌کند و در نتیجه، حمله‌ای سریع و پاسخی بسیار تعاملی ایجاد می‌کند که مانند امتدادی از ساز به نظر می‌رسد.[1][3]تامین قطعات، نشان‌دهنده‌ی تعهد به گرما و دقت آنالوگ است و عناصر سبک وینتیج مانند خازن‌های روغنی یا میکای نقره‌ای، مقاومت‌های کربنی و سیم‌کشی هسته جامد با عایق PVC را در بر می‌گیرد تا مشکلات فازینگ را به حداقل برساند و وضوح تُنال را افزایش دهد، در حالی که تمام قطعات حالت جامد را حذف می‌کند تا معماری کاملاً مبتنی بر لامپ را حفظ کند.[1] هر بخش برای سهم شنیداری‌اش مورد بررسی قرار می‌گیرد، و انتخاب دقیق فیشر تضمین می‌کند که حتی تغییرات ظریف نیز به پیچیدگی و پاسخگویی منحصر به فرد آمپلی‌فایر کمک می‌کنند.[3]

ویژگی‌های منحصر به فرد مدار

آمپلی‌فایرهای Trainwreck خود را از طریق ساختار گین آبشاری در طراحی پری‌امپ خود متمایز می‌کنند، که معمولاً از سه لامپ 12AX7 (ECC83) که در چندین مرحله چیده شده‌اند تا سطوح گین را به تدریج بالاتر ببرند، استفاده می‌کنند و امکان انتقال نرم از تُن‌های بلوز تمیز به صداهای لید اشباع شده را فراهم می‌کنند. این رویکرد چند مرحله‌ای کانال‌های تعاملی ایجاد می‌کند که در آن کنترل‌های ولوم و تریبل به صورت پویا با هم تعامل دارند و به نوازندگان اجازه می‌دهند ویژگی‌های گین را بدون سوئیچ‌های مکانیکی ترکیب کنند و پیچیدگی هارمونیک و پاسخ حساس به لمس را حتی در ولوم‌های بالا تقویت کنند. این ساختار، مدار را به سمت بی‌ثباتی کنترل‌شده سوق می‌دهد و باعث افزایش پایداری و اورتون‌ها می‌شود و در عین حال تعامل پویا بین دکمه ولوم گیتار و خروجی آمپلی‌فایر را حفظ می‌کند.[1][6][7]مجموعه تُن‌ها در مدارهای Trainwreck از یک شبکه غیرفعال اصلاح‌شده با الهام از Fender برای تأکید بیشتر بر فرکانس‌های میانی استفاده می‌کند که شامل کنترل‌های قدرتمند برای فرکانس‌های زیر، بم و میانی (در مدل‌هایی مانند Express و Liverpool) است که پاسخ فرکانسی را بدون اجزای فعال شکل می‌دهند. این کنترل‌ها توسط مدارهای بایاس ثابت در مرحله خروجی تکمیل می‌شوند و پایداری عملیاتی را در شرایط بهره بالا تضمین می‌کنند و از افت بیش از حد صدا یا ناهماهنگی‌های اعوجاج جلوگیری می‌کنند. یک سوئیچ روشن چند وضعیتی، وضوح فرکانس‌های بالا را بیشتر بهبود می‌بخشد و در صورت نیاز، درخشش یا زنگوله اضافه می‌کند، در حالی که طراحی کلی، تعادل تُنال تنظیم‌شده توسط گوش را بر منحنی‌های استاندارد EQ اولویت می‌دهد.[6][7]نوآوری‌های منبع تغذیه در آمپلی‌فایر Trainwreck شامل فیلترینگ قوی با خازن‌های الکترولیتی و ترانسفورماتورهای سفارشی برای به حداقل رساندن هام و ریپل ۱۲۰ هرتز، ارائه جریان مستقیم خالص به لامپ‌ها برای بهبود هدروم و وضوح تُنال است. پیکربندی‌های چوک‌دار در طرح‌های منتخب، ولتاژ تحت بار را بیشتر تثبیت می‌کنند، نویز را کاهش می‌دهند و پاسخ گذرا را در طول نوازندگی پویا افزایش می‌دهند. این عناصر به شهرت آمپلی‌فایر برای عملکرد واضح و بدون نویز در تمام سطوح صدا کمک می‌کنند.[6][1]در مقایسه با آمپلی‌فایرهای تولید انبوه، مدارهای Trainwreck از حلقه‌های بازخورد منفی سراسری استفاده می‌کنند که می‌توان آن‌ها را تا حدی از طریق کنترل Presence از بین برد تا دینامیک طبیعی و غنای هارمونیک را با اعوجاج کنترل‌شده متعادل کنند. در حالی که تأثیرات شماتیک از طرح‌های Dumble - مانند مرحله‌بندی بهره آبشاری برای overdrive - ترسیم می‌شود، رویکرد Trainwreck این عناصر را برای تولید بوتیک ساده می‌کند و بر سیم‌کشی نقطه به نقطه و طرح‌بندی‌های سه‌بعدی تنظیم‌شده توسط گوش برای انسجام فاز و حداقل تداخل تمرکز دارد. این امر منجر به آمپلی‌فایرهای با صدای منحصر به فرد می‌شود که در آن هیچ دو واحدی مدارهای یکسانی ندارند و بر تنوع هنری به جای یکنواختی تأکید می‌کنند.[6][1]

مدل‌ها

مدل‌های اصلی تقویت‌کننده

مدل‌های اصلی آمپلی‌فایرهای Trainwreck Circuits که در طول سال‌های تولید فعال کن فیشر از اوایل دهه ۱۹۸۰ تا اوایل دهه ۲۰۰۰ توسعه یافتند، شامل لیورپول، اکسپرس و راکت می‌شوند. این سرتیغه‌های تیوب دست‌ساز، از طریق سیم‌کشی نقطه به نقطه و انتخاب قطعات سفارشی، بر تُن‌های با گین بالا، پاسخگویی دینامیکی و خلوص تُنال تأکید داشتند و هیچ دو واحدی دارای مدارهای یکسان نبودند. این آمپلی‌فایرها که در درجه اول برای نوازندگان حرفه‌ای که به دنبال تقویت گیتار همه‌کاره بودند، طراحی شده بودند، سازگاری با افکت‌های جلویی را بر ویژگی‌های داخلی مانند ریورب یا حلقه‌های افکت در اولویت قرار دادند و برای تعاملات متنوع بلندگو با کابینت‌های خارجی مانند پیکربندی‌های ۲x۱۲ یا ۴x۱۰ جفت شدند. قیمت‌های تاریخی از ۶۵۰ دلار برای لیورپول اولیه در سال ۱۹۸۳ تا حدود ۱۸۰۰ دلار تا دهه ۱۹۹۰ متغیر بود که نشان‌دهنده افزایش هزینه‌ها و تقاضای قطعات بود، در حالی که کل تولید در تمام مدل‌ها به دلیل عملیات در مقیاس کوچک و محدودیت‌های بهداشتی فیشر به تقریباً ۷۵ تا ۱۰۰ واحد محدود می‌شد.[8][9]لیورپول، که در سال ۱۹۸۳ به عنوان اولین طرح اصلی فیشر معرفی شد، یک هد ۳۰ واتی کلاس A است که از Vox AC30 الهام گرفته شده و از چهار لامپ خروجی EL84 و سه لامپ پری‌امپ ۱۲AX7 برای صدایی با کیفیت بریتانیایی و قابلیت‌های گِین بالا استفاده می‌کند. این مدل دارای یک کانال واحد با کنترل‌های تُن غیرفعال (تریبل، مید، بیس، پرِنسِنس) و یک سوئیچ روشن است که صداهای تمیز و درخشانی را ارائه می‌دهد که به اوردرایو غنی از هارمونیک تبدیل می‌شوند و آن را به ویژه برای کاربردهای بلوز و راک کلاسیک که در آن‌ها دینامیک حساس به لمس، وضوح آکورد و ساستین لید را افزایش می‌دهد، محبوب می‌کند. این مدل که بر روی یک شاسی آلومینیومی با سیم‌کشی هسته جامد و اجزای دقیق ساخته شده است، برای مشتریانی مانند نوازندگان گروه‌های موسیقی با دست ساخته شده است و بر گِین در مرز نوسان برای اعوجاج پیچیده بدون پدال تأکید دارد.[1][7]مدل اکسپرس، که حدود سال ۱۹۸۴ از اصلاحاتی روی مارشال پلکسی برای ضبط تُن‌هایی مانند تُن‌های ادی ون هالن توسعه یافت، خروجی متغیر ۲۲ تا ۴۰ وات را از طریق جفت‌های قابل تعویض لامپ‌های پاور EL34 یا 6V6 در کنار سه لامپ پری‌امپ 12AX7 ارائه می‌دهد و یک طراحی تک کاناله همه‌کاره با کنترل‌های تعاملی برای ولوم، تریبل، مید، بیس، پرزنس و یک سوئیچ روشن ارائه می‌دهد. این پیکربندی، صداهای شفاف شبیه فندر را به اوردرایو فشرده و با پایداری بالا با میدهای ترد و لیدهای جیغ مانند تبدیل می‌کند که به دلیل پاسخگویی به حمله پیک و بازخورد هارمونیک، برای استفاده روی صحنه در ژانرهای بلوز، کانتری و راک ایده‌آل است. انواع اولیه، مانند مدل "نانسی" در سال ۱۹۸۶، ترانسفورماتورهای استانکور را برای گرمای بلوز-راک وینتیج با حدود ۴۰ وات RMS در خود جای دادند، در حالی که نسخه‌های بعدی پس از سال ۱۹۸۹ برای ثبات تُن پایدار با ترانسفورماتورهای جایگزین سازگار شدند. از کاربران برجسته می‌توان به گیتاریست‌هایی مانند وارن هاینز و بیلی گیبونز اشاره کرد.[8][1][9][9]مدل Rocket که در سال ۱۹۹۰ معرفی شد، به عنوان یک هد پرچمدار ۳۰ واتی با چهار لامپ خروجی EL84، یک یکسوکننده 5AR4 و سه لامپ پری‌امپ 12AX7 عمل می‌کند و کلین‌های الهام گرفته از Vox را با اوردرایو پیشرفته از طریق کنترل‌های ساده شامل ولوم، تریبل، بیس، یک کنترل کات منحصر به فرد برای کانتورینگ تریبل و بدون سوئیچ Bright ترکیب می‌کند. این مدل در حالی که گین بالا را برای کرانچ پانچی و لیدهای ساستینینگ حفظ می‌کند، فضای بیشتری نسبت به مدل لیورپول فراهم می‌کند و خلوص فندرگونه‌ی خود را با اعوجاج لایه‌ای مناسب برای اجراهای کلاسیک راک و بلوز که نیازمند دینامیک کنترل‌شده هستند، ترکیب می‌کند. طراحی این مدل بر روی تُن‌های گرم و الهام‌بخش از طریق طرح‌بندی‌های تجربی متمرکز بود که اغلب با بلندگوهای کارآمد یا ناکارآمد برای کشف تغییرات تُنال جفت می‌شد و رویکرد اصلاح‌شده‌ی فیشر را در میان تولید محدود نشان می‌داد.[1][7]

انواع و ساخت‌های سفارشی

آمپلی‌فایرهای Trainwreck Circuits از دوران کن فیشر به خاطر ماهیت سفارشی خود مشهور بودند، و هر واحد دارای تغییرات مدار منحصر به فردی بود که از طریق آزمایش‌های شنیداری گسترده به جای شماتیک‌های استاندارد، طراحی شده بودند.[7] فیشر در طول فعالیت خود از اوایل دهه 1980 تا زمان مرگش در سال 2006، در مجموع تقریباً 75 تا 100 آمپلی‌فایر ساخت که بسیاری از آنها شامل تنظیمات خاص مشتری مانند وات خروجی قابل تنظیم بودند - برای مثال، مدل اکسپرس می‌توانست برای پاسخ دینامیکی متنوع، بین تقریباً 40 وات با استفاده از لامپ‌های EL34 و 22 وات با لامپ‌های 6V6 تغییر کند.[1][8][10] گزینه‌های ظاهری بسیار کم بودند، زیرا فیشر بهینه‌سازی تُن صدا را با قطعات دستچین‌شده مانند خازن‌های میکای نقره‌ای و سیم‌کشی نقطه به نقطه روی شاسی آلومینیومی در اولویت قرار داد، که در نتیجه هیچ دو آمپلی‌فایری مدارهای یکسانی را به اشتراک نگذاشتند.[1]مدل‌های محدودی به عنوان نمونه‌های اولیه یا درخواست‌های ویژه عرضه شدند که اغلب مرزهای مدل‌های اصلی را جابجا می‌کردند. مدل Rocket که در سال ۱۹۹۰ معرفی شد، نشان‌دهنده‌ی تکامل طراحی لیورپول با بهره‌ی پایین‌تر بود و از چهار لامپ EL84 و یک یکسوکننده برای ایجاد صدایی شبیه به چیمی و الهام گرفته از AC30 با تنها چهار دکمه‌ی کنترل برای ساده‌سازی عملکرد استفاده می‌کرد.[1] از دیگر موارد نادر می‌توان به آزمایش‌های بهره بالا ناشی از اصلاحات مارشال اشاره کرد، اگرچه تعداد دقیق تولید این نمونه‌های تکی همچنان نامشخص است، اما تخمین‌ها حاکی از 75 تا 100 واحد سفارشی در تمام مدل‌ها است.[1]پس از مرگ فیشر در سال ۲۰۰۶، شرکت سازنده، JM، با تأیید خانواده و دسترسی به یادداشت‌های فنی فیشر، فعالیت خود را آغاز کرد و آمپلی‌فایرهای جدیدی را در کارگاهی در پوینت پلزنت، نیوجرسی تولید کرد و مدل‌هایی مانند راکت را در دهه ۲۰۱۰ تحت برند Trainwreck احیا کرد تا از وفاداری به نمونه‌های اصلی اطمینان حاصل شود.[1][2] این نسخه‌های جدید، همچنان اصول ساخت دست را حفظ می‌کنند، اما ویژگی‌های قابلیت اطمینان مدرن را در عین حفظ فلسفه مدار متغیر، در خود جای داده‌اند.[7]کمیاب بودن آمپلی‌فایرهای دوران فیشر، کلکسیونی بودن آنها را افزایش می‌دهد، به طوری که واحدهای اصلی اغلب قیمت‌هایی از 30،000 تا بیش از 40،000 دلار در فروش دارند که بسیار بیشتر از قیمت 1700 دلاری دهه 1990 است.[11] احراز هویت به جای شماره سریال، به منشأ متکی است - آمپلی‌فایرهای شخصی‌سازی‌شده فیشر به جای نام مستعار - و مستنداتی مانند دفترچه‌های راهنمای امضا شده، که به جایگاه آنها به عنوان آثار باستانی ارزشمند در بین نوازندگان و مجموعه‌داران کمک می‌کند.[1]

تأثیر فرهنگی

نوازندگان برجسته

آمپلی‌فایرهای Trainwreck در دهه ۱۹۹۰ از طریق تبلیغات دهان به دهان استودیوها، نه حمایت‌های مالی رسمی، در بین گیتاریست‌های برجسته محبوبیت ارگانیکی پیدا کردند و منجر به پذیرش آنها توسط نوازندگان در ژانرهای راک، بلوز و کانتری شد.[1][9]مارک نافلر از گروه موسیقی دایر استریتس مدت‌هاست که مدل Trainwreck Express را به خاطر تُن‌های تمیز و بی‌نقصش ترجیح می‌دهد و آن را هم در ضبط‌های استودیویی و هم در اجراهای زنده به کار می‌گیرد تا به صدای رسا و خاص خودش دست یابد.[1]بیلی گیبونز از گروه ZZ Top، یکی از اولین استفاده‌کنندگان مشهور در دهه ۱۹۸۰، برای به تصویر کشیدن سبک بلوز تگزاسی خشن خود به مدل Rocket متکی بود و پاسخ دینامیکی آن را در جلسات استودیویی و تورها ستایش می‌کرد.[1][9]در موسیقی کانتری، برد پیزلی از نوع لیورپولی آن به خاطر تُن صدای متمایزش استفاده می‌کند و از آمپلی‌فایرهایی مانند «هتی می» در ضبط‌ها و اجراهای زنده برای تقویت تُن‌های تله‌کستر محور خود بهره می‌برد.[12][1]کیث اربن، یکی از چهره‌های شاخص موسیقی کانتری مدرن، مالک و عضوی از گروه Trainwreck بود و مدل‌های سفارشی آن، از جمله یک قطار اکسپرس مدل ۱۹۸۶ به نام «نانسی»، را در مجموعه‌ی متنوع خود برای اجرای قابل اعتماد در اجراهای زنده و آلبوم‌های پرانرژی‌اش ادغام کرد.[13][14]وارن هینز از گروه Allman Brothers Band و Gov't Mule، به دلیل اوردرایو اشباع‌شده‌ی Trainwreck در بافت‌های راک جنوبی، طرفدار انواع مختلف آن با گِین بالا، مانند مدل‌های متعدد Express، است و اغلب آنها را در جلسات و ضبط‌های گروهی به نمایش می‌گذارد.[15]جورج لینچ از گروه داکن، در دهه ۱۹۸۰ میلادی، از یک آهنگ قرضی از گروه Trainwreck با نام مستعار «جنی» برای تک‌نوازی‌های راک داغ استفاده کرد و مانند آلبوم دومشان، از وضوح و ماندگاری آن در کارهای استودیویی قدردانی کرد.[16]این هنرمندان، آمپلی‌فایرهای Trainwreck را به خاطر قابلیت اطمینان تُنال و تطبیق‌پذیری‌شان در محیط‌های اجرای زنده و ضبط، ارزشمند می‌دانند و این امر به جایگاه کالت این برند بدون حمایت‌های انحصاری کمک می‌کند.[1]

میراث و کلکسیونی بودن

شرکت Trainwreck Circuits نقشی محوری در پیشگامی جنبش بوتیک آمپلی‌فایرهای گیتار در دهه ۱۹۸۰، زمانی که آمپلی‌فایرهای دست‌ساز کمیاب بودند، ایفا کرد و الهام‌بخش سازندگان بعدی برای احیای طرح‌های قدیمی با دقت مدرن شد. تأکید کن فیشر بر مدارهای سفارشی و با کیفیت بالا به پرورش روحیه «دنبال‌کننده تُن» کمک کرد، جایی که نوازندگان و سازندگان ساز، پاسخگویی و وضوح بی‌نظیر را در اولویت قرار می‌دهند و بر برندهایی که کلون‌های الهام گرفته از دامبل و سایر تجهیزات هنری را تولید می‌کنند، تأثیر گذاشت.[1][3]کمبود آمپلی‌فایرهای اصلی Trainwreck - که تخمین زده می‌شود کمتر از ۱۰۰ دستگاه توسط فیشر ساخته شده باشد - جایگاه آنها را به عنوان آثاری با ارزش کلکسیونی بالا تثبیت کرده است، به طوری که مدل‌های قدیمی آنها در حراج و فروش مجدد (تا سال ۲۰۲۳) بین ۴۰ تا ۶۰ هزار دلار قیمت دارند.[2][17] احراز هویت پس از فیشر به دلیل ادامه فعالیت این برند تحت مدیریت سازنده‌اش، جان مارک، و تکثیر کپی‌های غیرمجاز، همچنان چالش‌برانگیز است و بحث‌هایی را در مورد اصالت و منشأ «واقعی» Trainwreck در میان مجموعه‌داران برانگیخته است. ارزش‌ها به ویژه از سال 2010 افزایش یافته‌اند که بر جذابیت پایدار آنها در بازار کالاهای لوکس تأکید دارد.[3][18][8]در زمینه‌های معاصر، آمپلی‌فایرهای Trainwreck از طریق پوشش در نشریات تخصصی مانند مجله Vintage Guitar ، که جایگاه اسطوره‌ای و نوآوری‌های فنی آنها را برجسته می‌کند، اهمیت خود را حفظ می‌کنند. جوامع طرفداران به طور فعال از حفظ آثار فیشر حمایت می‌کنند و طرح‌ها و تاریخچه‌ها را مستند می‌کنند تا میراث فیشر را در بحبوحه رکوردهای تولید محدود حفظ کنند. مدارهای این برند همچنین بر تجهیزات پدال‌بورد تأثیر گذاشته‌اند، و چندین طرح از ساختارهای گِین Trainwreck برای تکثیر تُن فشرده تقلید می‌کنند.[18][2]

منابع

  1. https://reverb.com/news/trainwreck-amps-a-history-of-ken-fischers-mythic-circuitry

  2. https://www.trainwreck.com/about-2-2/

  3. https://www.vintageguitar.com/35460/ken-fischer/

  4. https://www.vintageguitar.com/17786/the-last-trainwreck/

  5. https://www.roadhousevintage.com/trainwreck-amps-a-chat-with-john-mark-danny-muro/

  6. https://robrobinette.com/The_Trainwreck_Pages.htm

  7. https://www.trainwreck.com/brochure.html

  8. https://www.vintageguitar.com/34925/trainwreck-express-nancy/

  9. https://www.scruffsvintageguitars.com/trainwreck

  10. https://ampgarage.com/forum/files/another_express_thread.pdf

صدای رکتی فایر

تاثیرات صوتی در یکسوکننده‌ها اعجاب انگیز هست است .اولین متغیر بزرگ در مورد اینکه چگونه یکسوکننده‌های مختلف امضای صوتی منحصر به فردی از یکدیگر دارند، نوع ساخت اولیه است. یکسوکننده‌های لامپی رایج که در دهه‌های 1930 و 1940 توسعه یافتند، مانند انواع 5U4، 5R4، 5V3، WECO 274B و غیره در ایالات متحده، و یکسوکننده‌های بریتانیایی/اروپایی مانند U52 افسانه‌ای، همگی از نوع "کاتد رشته‌ای" یا "گرمایش مستقیم" هستند. درست مانند تریودهای صوتی افسانه‌ای مانند نوع ۴۵ و نوع ۳۰۰B، یکسوکننده‌های کاتد رشته‌ای/گرمایش مستقیم (۵U4 و غیره) از یک کاتد تنگستن توریم‌دار استفاده می‌کنند که همچنین گرم‌کننده لامپ است. هنگامی که ولتاژ گرم‌کننده به یک یکسوکننده کاتد رشته‌ای/گرم‌کننده مستقیم اعمال می‌شود، تقریباً بلافاصله قادر به تولید ولتاژ DC است. نوع دیگر یکسوکننده، نوع گرم‌کننده غیرمستقیم مانند GZ34/5AR4، 5V4، GZ37، 6X5 و غیره است. این لامپ‌های یکسوکننده دارای یک گرم‌کننده و یک کاتد هستند که از نظر الکتریکی دو واحد جداگانه در لامپ هستند. آنها از یک کاتد روکش‌دار سنتی مانند KT88 و غیره استفاده می‌کنند. غلاف کاتد یک لوله فلزی با یک عنصر گرمایشی یا فیلامنت در داخل و یک پوشش در خارج از غلاف کاتد است که از اکسیدهای مختلف باریم به همراه مقادیر کمی از عناصر فلزی و نیمه فلزی دیگر تشکیل شده است که همگی دارای خواص انتشار ترمیونی هستند، به این معنی که هنگام گرم شدن، مقدار زیادی الکترون آزاد می‌کنند. تفاوت‌های الکتریکی بین این دو نوع یکسوکننده، یعنی کاتدهای گرمایش مستقیم (5U4، 5R4) یا کاتدهای گرمایش غیرمستقیم (GZ34 و غیره)، بزرگترین دلیل تفاوت صدای این دو نوع است. همچنین، توانایی آزادسازی مقدار زیادی الکترون با سرعت نور، امپدانس داخلی صفحه به صفحه و عوامل دیگری مانند نحوه مدیریت خازن سرگردان داخلی توسط هر نوع، باعث می‌شود صدای این دو نوع بسیار متفاوت باشد. یکسوکننده‌های گرمایش مستقیم مانند 5U4 در مقایسه با Mullard GZ34 صدای "سریع‌تر" و "شفاف‌تر" با پانچ، سرعت و دینامیک بیشتری دارند. با این حال، مدل افسانه‌ای GZ34 صدای بسیار اصلاح‌شده‌تر و «های‌فای»تری با تریبل نرم‌تر، میدرنج‌های گرم و با جزئیات بیشتر و صدای کمتر تیز نسبت به انواع گرمایش مستقیم مانند 5U4 دارد. من معمولاً رکتیفایرهای گرمایش غیرمستقیم را نه تنها از نظر صوتی، بلکه به دلیل مسئله «حذف کاتد» که در بخش 2 به آن خواهم پرداخت، ترجیح می‌دهم. در مورد تفاوت‌های صوتی در رکتیفایرهای نوع رشته‌ای گرمایش غیرمستقیم مانند GZ34: فرمول‌های مختلف برای این امولسیون‌های پوشش کاتد/الکترون‌گسیل مبتنی بر باریم، از محرمانه‌ترین اسرار تولیدکنندگان لامپ در عصر طلایی لامپ‌ها (دهه 1940 تا 1970) بودند. فرمول دقیق و مهم‌تر از آن، نحوه اعمال آن به غلاف کاتد (یعنی امولسیون به طور همزمان اعمال می‌شد)یا در لایه‌هایی با زمان خشک شدن بین پوشش‌ها، به عنوان مثال) تا حد زیادی مسئول تفاوت در امضای صوتی/صوتی یکسوکننده‌های مختلف با غلاف کاتدی/گرمایش غیرمستقیم بودند. به همین ترتیب، نحوه انجام ذوب تنگستن توریم شده برای یکسوکننده‌های با گرمایش مستقیم باعث تفاوت‌های صوتی زیادی می‌شود. در مورد افت ولتاژ - افت ولتاژ یک اثر است که ناشی از ماهیت الکتریکی یک یکسوکننده خاص، عمدتاً امپدانس‌های داخلی بین عناصر لوله است. امپدانس‌های داخلی بین رشته تنگستن و صفحه، ظرفیت‌های کوچک سرگردان داخل لوله (میکای بالایی یک لوله یکسوکننده اساساً مانند یک خازن میکای کوچک در مدار عمل می‌کند؛ خود میکا و ولتاژهای DC مختلف که از عناصر لوله‌ای که توسط میکا مهار شده‌اند، منحرف می‌شوند، ظرفیت خازنی ایجاد می‌کنند). این عوامل با هم ترکیب می‌شوند تا افت ولتاژ را ایجاد کنند، اما مهمتر از آن، آنها به شدت بر عملکرد لوله‌ها در مدار تأثیر می‌گذارند. روابط امپدانس داخلی درون یک یکسوکننده، بزرگترین متغیر در امضای صوتی هستند و دومین عامل مهم، تکنیک‌های تولید و کنترل کیفیت می‌باشند. وای! بخش دوم به بررسی ولتاژ معکوس پیک، مسائل مربوط به خازن/چوک می‌پردازد و کمی عمیق‌تر به تفاوت‌های صوتی یکسوکننده می‌پردازد.

نویسنده وبلاگ:

متن بالا از اینترنت برداشته شده .اما تجربه خود من در ایران تایید می کنه که رکتی فایر در صدای خروجی بسیار تاثیر گذاره .در مجموعه لامپ هایی که دارم U52 جز یبهترین هاست.گاهی در ساخت سفارشات از انها استفاده می کنم .

GEC1.jpg.fbc1738bc25df4e8a8cb5902b8343196.jpg